مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

630

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

تهى مانده بطحاء از خاندان قريش / و او در گورى همراه با شيون و همهمه جا گرفت / مرگ او را فرا خواند ، و او دعوتش را پذيره شد / و يك تن همچون فرزند هاشم در ميان مردمان به جاى ننهاد . و نيز در ابياتى ديگر هم او را مرثيه گفته‌اند . گويند سپس وهب بن عبد مناف درگذشت و آمنه بنت وهب مادر پيغمبر او را بدين گونه مرثيه گفت : گريانم و در شيون و فرياد سوگ وهب / فرزند عبد مناف ، سرور مردمان / چرا كه سوگوار بزرگ مردى شدم كه نژاده بود / و بسيار بخش و دلير دليران / آن كه ، آهنگ هر چه مىكرد ، انجام مىشد و از حوادث هراسى نداشت / و از گوهر بزرگوار قريش بود . و در ابيات ديگرى نيز او را مرثيه گفت . پس عبد المطلب درگذشت و در اين هنگام پيغمبر خدا هشت ساله بود يا كوچكتر . نسبت اهل يمن بىهيچ خلاف اينان از تبار قحطان‌اند . اما قحطان مورد خلاف است . او قحطان ابو يعرب است . از يعرب ، يشجب و از يشجب سباء زاده شد . و نام سباء عبد شمس بن يشجب بود . و از اين روى به نام سباء خوانده شده كه وى نخستين كسى است از عرب كه در جنگ عدّه‌اى را اسير ( سبى ) كرد . از سباء هفده نفر زاده شدند : اشعر بن سباء ( و از همين شخص است رهط ابو موسى اشعرى ) و حمير بن سباء و انمار بن سباء و عاملة بن سباء و مرة بن سباء ، از مرة بن سباء شعبان بن مرة و از اشعر بن سباء اشعريين زاده شدند . از عمرو بن سباء عدى بن عمرو زاده شد و از عدى ، لخم و جذام زاده شد و قبايل جذام عبارتند از جديس و غنم و جشم و غطفان و نفاثه و مداله و دار ( كه داريون بدان منسوب‌اند ) و از انمار بن سباء فرزندانى زاده شدند و با خثعم و جذيله به اختلاف پرداختند . نسب شناسان مضر گويند خثعم و بجيله فرزندان انمار بن نزار بودند و انمار بن سباء نسبشان را به اسم پدرشان كشاندند و به دو انتساب كردند و جرير بن عبد الله بجلى در مورد فرافصهء كلبى خطاب به اقرع بن حابس گويد : هان اى اقرع بن حابس ، اى اقرع ! / اگر برادرت به خاك افتد ، تو نيز به خاك خواهى افتاد . و نيز گفته است :